درباره وبلاگ:
آرشیو:
طبقه بندی:
آخرین پستها :
پیوندها:
پیوندهای روزانه:
صفحات جانبی:
نویسندگان:
ابر برچسبها:
آمار وبلاگ:
گاهی جریان زندگی سخت می شود...

گاهی جریان زندگی، آنقدر سخت می شود که کار از توکل کردن به خدا و کمک خواستن از او می گذرد...
گاهی زمان، آنقدر سخت می گذرد، که نه دلداری، دردی را دوا می کند و نه صبر...
گاهی آنقدر تنها میشوی که حرف های دیگران، برایت پوچ و مبهم می شود...
گاهی فکر می کنی مخصوصا در بازی زمانه گرفتار شدی، طوری که دیگر راه گریزی نیست...
می دانم، آنقدر زندگی برایت سخت می شود که تنها، فکر نیستن آرامت می کند، فکر مردن...
ولی یک چیز را خوب می دانم، خداوند زمانی به فریادمان می رسد، که حتی در خیالمان هم تصور نمی کنیم،
فقط باید بخواهیم... با تمام وجود...
شبی که به سیرک نرفتیم (آنتوان پرلین)
یادم می آید وقتی که نوجوان
بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم، جلوی ما، یک خانواده
ی پر جمعیت ایستاده بودند و به نظر می رسید پول چندانی نداشتند. شش بچه که
همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی در عین حال تمیزی پوشیده
بودند. بچه ها همگی با ادب بودند. دوتا دوتا پشت پدر و
مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان درباره برنامه ها و شعبده
بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر بازوی شوهر را گرفته بود و
با عشق به او لبخند می زد. وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از
پدر خانواده پرسید: «چند عدد بلیط می خواهید؟» پدر جواب داد: «خواهشا شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط
برای بزرگسالان». متصدی باجه قیمت بلیط را گفت پدر به باجه نزدیک شد و به
آرامی پرسید: «ببخشید، گفتید چه قدر؟»متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار
کرد. پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه کردند. معلوم بود که مرد پول کافی
نداشت و حالا فکر می کرد به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد؟ ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک اسکناس 20 دلاری
بیرون آورد و روی زمین انداخت. بعد خم شد، پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: «ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد!» مرد که متوجه موضوع
شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: «متشکرم ،متشکرم آقا.» پدر خانواده مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای اینکه
پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد. بعد از اینکه بچه ها داخل سیرک شدند، من و پدرم از صف
خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم. ما آن شب به سیرک نرفتیم.
زیباترین منش آدمی (کورش کبیر)

بیادتان مى آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمى،
محبت اوست پس؛ محبت کنید چه به دوست، چه به دشمن! که دوست را بزرگ کند و
دشمن را دوست.
وقتی گوگل کم میاورد
حتما متوجه تغییرات شگرف گوگل در این چند ماه شده اید
تغییراتی که گوگل را از اون حالت خشکی و بی نمکی خارج کرده
اما در پشت پرده گوگل دیگه کارآیی قدیم را ندارد
من شخصا شاهد شکایت زیادی از مدیران سایتها در لیست ایمیلهای خودم از
سایتهایی هستم که تا چند وقت پیش هزاران بازدید کننده داشته اند اما امروز
به زور تعدادشان به چهار پنج هزار می رسند
و من مدتها بر روی آن متمرکز شدم تا اینکه
دلیل اصلی آن را در تغییر رویه گوگل دیدم یعنی همینکه که از حالت خشک اما کاربردی قدیم به حالت منعطف و یوزرفرایندلی تغییر رویه داده
در نگاه اول و علی الظاهر خوب است
این خوبه اما نه برای مدیران سایت ( و تا حدی هم نه برای جستجو کننده های گوگل)
بزرگترین جستجوی اینترنتی درمورد کلمه www
راستش را بخواهید به صورت کاملآ اتفاقی در گوگل نوشتن www. نتیجه ی بدست آمده عجیب بود! تصمیم گرفتم که این کار را با یاهو! و MSN هم انجام بدهم .نتیجه ی کار در مورد یاهو وحشتناک بود! 41میلیارد 500 میلیون تومآن(ببخشید نتیجه!).بعد در MSN این کار را کردم نتیجه ی بدست آمده از دیگران کم تر بود همه اش 12 میلیارد!
البته هدف من از نوشتن این مطلب چند چیز بود:
1.مایکروسافت در خواب ببینید که دنیای جستجو در اینترنت را مال خودش بکند!با این نتیجه آوردنش!
2.به رنکینگ الکسا اعتماد داشته باشیم.درست است که گوگل جستجو هایش بهینه تر است و بهتر ما را به جواب می رساند ولی تعداد سایت های عضو یاهو باید بیشتر از گوگل باشد که حدود 2برار گوگل نتیجه گرفته است(پس قبول کنیم که هنوز هم یاهو نسبت به گوگل پر بازدیدتر و پر طرفدارتر است)
3.نتایج بدست آمده در این جستجو را دقت کنید: در لیست بدست آمده ، لیست بزرگترین سایت های اینترنتی را از جمله یاهو! ،مای اسپیس،ویکیپدیا،نشنال ژئوگرافیک،MSN، ناسا،مایکروسافت،CNN،غیره را می بینید.به نظر شما چرا باید این سایت ها در اول قرار بگیرند؟
چگونه سایتی است این Raiting Burner
Raiting Burner سایتی است مبتنی بر تعداد
افراد مشترک شده در وبلاگ ها بر اساس فید برنر.(فکر کنم خیلی بد نوشتم!).به عبارت دیگر شما در این سایت لیستی از وبلاگ ها را می
بینید که بر اساس تعداد مشترکین فید های ساخته شده توسط فیدبرنر مرتب شده اند.
در این لیست
می بینید که در رده ی اول سایت ٍEngadget با 1,417,000
و در
رده ی دوم
سایت مشهور تک کرانچ با 731,000 مشترک فید قرار دارد!
متاسفانه در
این سایت امکان بررسی سایت ها بر اساس موقعیت جغرافیایی وجود ندارد وگرنه بهتر می توانستیم که
وبلاگ های ایرانی را هم بررسی کنیم. البته برای قرار گرفتن در این لیست نیاز به ثبت نام در این سایت است و شما می توانید با رفتن به این صفحه ی سایت،خودتان را معرفی
کنید تا ببینید در رده ی چندمین سایت پر بازدید جهان قرار دارید! ما که فعلآ زیاد تمایلی به این کار نداریم! چون فکر
نکنم با 9 مشترک ! جایی در این لیست داشته باشم!
در هر صورت
به نظر من این سایت جا برای پیشرفت و بحث در موردش را دارد!
برای
ورود به سایت اینجا کلیلک کنید.
جشنواره نوروزی وبلاگستان
نوروز سال 87 مصادف با اتفاق جالبی در محیط وبلاگستان فارسی بود،و آن هم
ایجاد یک اتفاق خود جوش در میان وبلاگ نویسان فارسی زبان با عنوان " جشنواره ی نوروزی وبلاگستان".درمورد
جزئیات این جشنواره فکر نکنم که نیازی به دوباره گویی باشد.به همین دلیل
شما را ارجاع می دهم به فتحی عزیز که یا کمک زنگوله این حرکت را بنیان
نهادند.
اما چیزی که در اینجا مهم به نظر می رشد روح عمل
است.ایجاد یک فعالیت خودجوش در میان وبلاگستان، با این سطح از عمل می توان
خود نشان دهنده ی بلوغ وبلاگستان فارسی باشد.به واقع هیچ گاه نمی
توانستی
م که انتظار یک همچون کاری را از محیط وبلاگستان را در دو یا سه
سال پیش می داشتیم.دلیل آن هم واضح است و ان هم کافی نیودن فرهنگ واقعی
وبلاگ نویسی در میان وبلاگستان بود.حتی در صورتی که در آن زمان هم وبلاگی
پیدا می شد و یک همچین کاری می کرد نمی توانست با موفقیت زیادی دست یابد و
یا اینکه وبلاگ هایی که ثبت نام می کردند زیاد مطالب خوبی نمی نوشتند و
دوباره همان وبلاگ های اسپم بودند.
اصولآ در زمانی نه چندان دور وبلاگ نویسی چیز زیاد جالبی به نظر نمی آمد و
وبلاگ نویسی را معادل وبلاگ هایی با محتوی اسپم در نظر می گرفتند(البته
نمی توان منکر وجود وبلاگ هایی خوب و عالی در آن زمان بود ولی در آن زمان
تعداد این وبلاگ ها کم بود وآنها در اقلیت قرار داشتند).
این اتفاق را می توان از ابعاد مختلفی بررسی کرد:
در بالا بیان شد که در گذشته های نه چندان دور چیزی که در محیط وبلاگستان به چشم نمی خورد، روح دسته جمعی
در میان وبلاگ نویسان بود.البته این را هم باید بدانیم که اصولآ روح دسته
جمعی در میان ایرانیان جا نیافتاده است .ولی خوب محیط وبلاگستان چیز دیگری
است.خوب مثل همیشه برای جا افتادن یک اتفاق به عنوان فرهنگ نیاز به نگاه نو و زمان داریم.به واقع در آن زمان وبلاگستان فارسی به سان کاروانی پراکنده
بود که هرکسی بدون هدف خاصی به طرفی حرکت می کرد(البته باز هم بگویم که
استثناء هایی هم وجود داشته است).چیزی که لازم بود وجود یک رهبر خوب برای
ایجاد یک پتانسیل قوی برای ایجاد روح دسته جمعی و نواندیشانه به محیط
وبلاگستان بود.
می توان گفت که در آن زمان بود که نطفه ی نسل جدی وبلاگ ها در وبلاگستان
فارسی گذاشته شد(به عبارتی Persian Weblog 2).با ظهور افراد تحصیل کرده و
روشنفکری در محیط وبلاگستان، تغییراتی بس عمیق در محیط وبلاگستان رخ
داد.استفاده از تجربه های وبلاگ های موفق و نگاه نواندیشانه به وبلاگستان
توانست به واقع آغاز گر نسل جدیدی از در محیط وبلاگستان باشد.نسلی که در
کل یک هدف را دنبال می کرد
"کار های اجتماعی".
نمی توان در این میان نقش دکتر مزیدی ، گروه ردپرس فارسی و ... را نادیده گرفت.البته به این موارد باید یک مورد دیگر را هم اضافه کرد: و آن هم خود وردپرس
بود که همانند سیمان باعث اتصال گروه های مختلف وبلاگ نویس و وبلاگ خوان
به محیط وبلاگ نویسی بود(به دلیل روح هسته ی مرکزی وردپرس).دکتر عزیز روی
وردپرس دات کام کار می کرد و گروه وردپرس فارسی هم روی wordpress.org کار
می کردند.کار هر دو گروه قابل تقدیر است.
در گذشته یا همان نسل اول وبلاگ نویسی در ایران عمومآ ایجاد یک شبکه ی
اجتماعی تنها برای افزایش بازدید وبلاگ بود و آن هم با استفاده از سیستم
ساده ی لینک دادن به دوستان در ساید بار وبلاگ یود.بعد ها با افزایش سطح
وبلاگ نویسی در ایران و توجه به مفهوم داشتن یک شبکه ی اجتماعی حتی در
لینک دادن هم تفاوتهایی ایجاد شد .یکی از این تفاوت ها استفاده از سرویس بلاگرولینگ بود و یا معرفی وبلاگ ها در پست ها.(در
آینده در مورد سرویس بلاگ رولینگ و پیشرو بودن آن حتمآ سخن خواهم گفت).با
پیشرفت فرهنگ وبلاگ نویسی در بلاگستان فارسی حرکت وبلاگ نویسان به سمت
شبکه های اجتماعی بود تا بتوانند دز آنجا بهتر به هدفشان یعنی داشتن یک
شبکه ی اجتماعی قوی بود.یکی از مهم ترین سایت هایی که مورد توجه ایرانیان
(و وصد البته قبل از ما ایرانی ها، خارجی ها) بود سایت مشهور facebook
بود.که مورد استقبال خوب ایرانیان بود.سپس حرکت وبلاگ نویسان در استفاده
از دیگر سرویس ها در جهت هرچه بیشتر اجتماعی شدن بود(اسفاده از سرویس هایی
مثل twitter).
متاسفانه در این میان سنگ پراکنی هایی
هم به این حرکت خود جوش شد که مهمترین انها ف ی ل ت ر کردن سایت هایی
مثل فیس بوک بود، که زیاد هم نتوانست به جلوی این کار را بگیرد.
بزرگ شدن جامعه ی مجازی ایران ابعاد مختلفی داشت: یکی از جهت کمی . دیگری از جهت کیفی.دست
با بزرگ شدن کمی وبلاگستان فارسی کیفیت آن هم بالا رفت.سطح این وبلاگ ها
آنقدر بالا رفت که در میان وبلاگستان شاهد ظهور فعالیت های خودجوش درمیان
وبلاگ نویسان بودیم. نقطه ی اوج این فعالیت های خودجوش را می توان همین
اتفاقی که اخیرآ افتاده است را نام برد.
من هم بنا به دلایل بالا در این جشنواره شرکت می کنم و سعی می کنم که مطلب خوبی را بنویسم و به جشنواره تقدیم کنم.
اتفاق خوبی که در این جشنواره رخ داد این بود که به جزئی از وبلاگ ها هم
توجه شد که تاکنون زیاد به آن توجه و دقت نشده بود. کامنت ها! اعتقاد
دارم که بهترین کامنت گذاران وبلاگ نویسان اند و بهترین وبلاگ نویسان هم بهترین کامنت گذاران هستند.با
معرفی بهترین کامنت گذار می توان علاوه بر یک وبلاگ نویس خوب بهتربن وبلاگ
خوان بلاگستان را هم معرفی کرد.بابت این مورد واقعآ از فتحی عزیز و زنگوله
عزیز هم تشکر می کنم.
می توان گفت که نقطه ی عطف وبلاگستان را باید این دوره با ظهور پدیده ی "جشنواره ی نوروزی وبلاگستان" دانست.
البته این نکته را هم باید بدانیم برای رسیدن به وبلاگ های برتر دنیا راه
زیادی داریم ولی با این روش حرکت می توان انتظار داشتن وبلاگ های برتری را
داشته باشم.
به امید روزی که در وبلاگستان فارسی هم وبلاگ هایی مثل HuffingtonPost،یا TechCrunch داشته باشیم.
زندگی شما می تواند به زیبایی رویاهایتان باشد
زندگی شما می تواند
به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته
باشید که می توانید کارهای
ساده ای انجام دهید.
در زیر
لیستی از کارهایی که می
توانید برای داشتن زندگی شادتر
انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها
را به کار بگیرید و
از زندگی خود در این
سال لذت ببرید.


سلامتی:
١) آب فراوان بنوشید.
٢) مثل یک پادشاه صبحانه
بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار
و مثل یک گدا
شام بخورید.
٣) از سبزیجات بیشتر استفاده
کنید تا غذاهای فراوری شده.
٤) بااین ٣
تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)،Enthusiasm
(شور و
اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).
٥) از مدیتیشن و یوگا
کمک بگیرید.
٦) بیشتر بازی کنید.
آیا شما هم از این بعضیها هستید؟؟؟؟
آیا شما هم از این بعضیها هستید؟؟؟؟

بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،
بعضیها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،
بعضیها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،
بعضیها یك عمر زندگی میكنند برای رسیدن به زندگی،
بعضیها زمینها را از خدا مجانی میگیرند و به بندگان خدا گران میفروشند.
بعضیها حمال كتابند،
بعضیها بقال كتابند،
بعضیها انبارداركتابند،
بعضیها كلكسیونر كتابند
بعضیها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به كیفشان و بعضی به كارشان،
بعضیها اصلا قیمتی ندارند،
بعضیها به درد آلبوم میخورند،
بعضیها را باید قاب گرفت،
بعضیها را باید بایگانی كرد،
بعضیها را باید به آب انداخت،
بعضیها هزار لایه دارند
بعضیها ارزششان به حساب بانكیشان است،
بعضیها همرنگ جماعت میشوند ولی همفكر جماعت نه،
برخورد با آدمهای شکاک
چطور با آدمهای شکاک برخورد کنیم
وقتی با یک آدم شکاک که در واقع مبتلا به وسواس فکری است در ارتباط هستیدباید بدانید چون شک و سوءظن یک زمینه وسواس فکری دارد، گاهی تا جایی پیش میرود که فرد شکاک حس میکند همه آدمها در کمین آن هستند که به او خیانت کنند و به او آسیب برسانند. مبتلایان به وسواس فکری از نزدیکان خود میخواهند که برای اعتمادسازی آنها باید شفاف و روشن عمل کنند. البته در کوتاه مدت امکان دارد با شفافسازی همه ابعاد یک مساله بتوانید فرد شکاک را متقاعد کرده و آرامش را به زندگی و رابطهتان برگردانید اما باز هم آن فرد شکاک با وجود اینکه همه اجزای کارهایتان را زیر نظر دارد و میداند باز هم میپرسد پس چهطور چنین و چنان بود؟! …







